گاهی زود دیر می شود

چندگاهی است قلمم خشکیده و دلم از واژه تهی است

و غبار بر خلوتگاه مجازی ام نشسته!

شکایتم از روزها و لحظه هاست

از خاطرات فریبکار گذشته و وعده های رویایی آینده

و "حالی" که بی درنگ, رنگ "گذشته" به خود می گیرد بی آنکه حسش کرده باشم

نمی دانم این سراب زمان، تبانی زیرکانه لحظه هاست یا قانون روزگار؟

 از گذشته بخوانید

/ 17 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قاصدك

فكر كنم تو شبيه هيچ يك از ساكنين پنج قاره نيستي!!! [چشمک][گل]

تی تی

اولين باره كه مي يام اينجا. قبل اينكه نوشته هات باز بشه عكس اين شكلاته فقط معلوم بود و بعد جور وسوسه انگيز بود. اميدوارم لحظه هات به شيريني اين شكلات باشه. مطالب قشنگي داري و اگه دوست داري من رو به اسم تي تي لينك كن و بهم خبر بده تا به اسمي كه ميخواي لينكت كنم.

قاصدك

كاخت نگون باد اي فلك با ما چه بد تا ميكني... "استاد شهريار"

قاصدك

از چه دلتنگ شدي؟؟؟ دلخوشي ها كم نيست... [گل]

قاصدك

من یک جهان سومی هستم [سوال]: http://armanfar.blogfa.com/8708.aspx

قاصدك

از امدنت اگر خبر داشتمی در رهگذرت گل و سمن کاشتمی نگذاشتمی قدم نهی بر سر خاک خاک قدمت به دیده برداشتمی... [گل][گل][قلب][قلب]

قاصدك

همیشه رفتن، رسيدن نيست... اما براي رسيدن بايد رفت!!! در بن بست راه آسمان باز است! پرواز بياموز...[لبخند] [گل][گل][قلب][قلب][گل]

شاید بیگانه

حیف که همیشه برای من همان دخترک شعر و شعوری! خشکیدن قلم، گاهی نشانه وارد شدن به دنیای نازیبای بزرگترهاست! دنیایی که از شادی‌ها و شیطنت‌های کودکانه تهی است و چه بد دنیایی است دنیای جدی بزرگترها!!

قاصدك

تا حالا باعث یک پست شده ای؟ باعث يك شعر چي؟ باعث يك وبلاگ چي؟ شده اي تا حالا؟؟؟ تا حالا باعث يك آدم شده اي؟ اصلاً تا حالا باعث شده اي؟؟؟ [گل]

قاصدك

حرف هاي ما ناتمام .... و تا نگاه مي كنيم، وقت رفتن است!!! [گل][گل][گل]