چهره ها

آموخته ایم این بازی تاریک

این نمایش پرفریب را

که چند چهره داشته ایم

که ندانیم ندانند

کدام چهره حقیقت ماست؟

و راه بسپاریم تا زمان صفر

تا مرگ حیات سردرگم‌مان

که حتی ندانند کدام چهره را

به خاک می سپاریم.

                                       عبدالحمید دادوند

برگرفته از وبلاگپاییز

/ 9 نظر / 9 بازدید
مهـــــــــران

من مهران هستم از وبلاگ "کهنه درخت" غرض از مزاحمت اين بود که در روز شنبه نوزدهم بهمن ساعت 17 يک جشنواره لوازم آرايشي و بهداشتي (منطقه سيدخندان) برگزار خواهد شد و من بعنوان مشاور شرکت شما رو به اين جشنواره دعوت مي کنم. از مزاياي اين جشنواره: 1- آشنايي با شرکت و محصولات فوق العاده آن 2- انتخاب و تغيير طرز تفکر 3- کلاسهاي رايگان پوست و مو 4- در صورت دريافت اشتراک ميتوانيد از محصولات شرکت تا 23درصد تخفيف استفاده کنيد 5-از طرح درآمد زايي شرکت نيز درصورتي که بخواهيد مطلع شده و استفاده خواهيد نمود 6- وجود محيطي دوستانه براي ارتباطات بيشتر و آشنايي با ديگران از آنجا که براي حضور و استفاده از شرايط بايستي حتما با يکي از مشاورين شرکت هماهنگ شده و بعد اقدام نمائيد با بنده و شماره همراه 09369120708 تماس حاصل فرمائيد. باستحضار مي رساند کليه مطالب صادقانه و درصورت حضور مشاهده خواهيد کرد. قبلا از حضور گرم شما کمال تشکر و امتنان را دارد.

سکوت....

سلام مریم خوبم....[گل] قبل از خواندن چند دقیقه ای نگاهم روی تصویر زیبایت ثابت ماند...[گل] چهره ات را بسیــــار دوست میدارم بسیار....[گل] داستان تصویرت , حکایت سیرت نیکو وصورت نیکوست.....[گل] [گل][گل]

قطعه ای از خدا

زود به زود آپدیت می کنی مهندس! منم که با معرفت! انقد زود به همه سر می زنم تا میام اینجا باید 3 تا پست رو با هم بخونم!

محمدرضا

وقتی بین دوتا احساس درگیر یه انتخابم وقتی واسه یه سوالم فقط فکر یه جوابم شب دوباره تویه کابوس در گیر یه اشتباهم میگزرم از هر چی راهه دنبال یه سر پناهم بدون که من یه غریبم بدون که بی تو غریبم بدون تو یه غریبم که تا ابد به تو رسیدم بدون که من یه غریبم که فقط به تو رسیدم گم شدم تو خیالم اما باز تو رو دیدم اره تو معجزه بودی وقتی که به من رسیدی مگه تو غریبه بودی که حال منو ندیدی [گل]

محمدرضا

سلام مریم خانم خوب هستین؟ وبلاگ قشنگی دارید موفق باشید[لبخند]

اسمر

وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي که ديگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتي که ديگرنمي توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتي او تمام کرد من شروع کردم وقتي او تمام شد من آغاز شدم وچه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگي کردن مثل تنها مردن است

مهندس صدیقی

سلام دوست عزیز ممنون میشم اگه تشریف فرما بشی به وبلاگ ما [هیپنوتیزم] اگه بگم وبلاگت خوب بود دروغ گفتم چون وبلاگت از بهترینهاس .....محسن رجبی صدیقی.......شرکت نو آوران نما پرداز استان قم.........