پروانه وار عاشق

چه عاشق وار می سوزد پر رنگین یروانه

چه آتش وار می سوزاندش معشوق دردانه

پرش را در قنوت شب نماز عاشقی بر باد می بخشد

ولی روحش ردای آسمان و عشق می پوشد

همه تقدیر وی باشد برای عشق جان سوزی

به راه پیش پرسوزی؛ به راه پس دل افروزی

چو پیش آید پرش سوزد

چو باز افتد دلش در حسرت افروزد

شبان را روز می بیند به زیر سایه ایمان

ولی آیا پس از مرگش دلش بر خود نمی سوزد؟

 

***تقدیم به مهربان مادرم که یگانه پروانه عاشق هستی من است

دوستت دارم عزیزترینمقلب

                                                                        مریم-شهریور ۸۶ 

/ 10 نظر / 14 بازدید

يک دوست

شيدا

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم/چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم/یا من برسم یار یا یار به من/یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم...

ملودی

سلام مهندس مريم! ببخشيد اون روز نوتونستم بيام اتاقت مزاحم بشم... بايد زود ميرفتم... اما در مورد اين پست ... عاشقی پروانه کجا و عاشقی شمع کجا... به قول سعدی: شبی یاد دارم که چشمم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت که من عاشقم گر بسوزم رواست تو را گریه و سوز باری چراست؟ بگفت ای هوادار مسکین من برفت انگبین یار شیرین من چو شیرینی از من بدر می‌رود چو فرهادم آتش به سر می‌رود همی گفت و هر لحظه سیلاب درد فرو می‌دویدش به رخسار زرد که ای مدعی عشق کار تو نیست که نه صبر داری نه یارای ایست تو بگریزی از پیش یک شعله خام من استاده‌ام تا بسوزم تمام تو را آتش عشق اگر پر بسوخت مرا بین که از پای تا سر بسوخت

حميدرضا

شعری که پايين وبلاگ نوشتی(من حرارتم برای ذوب کردن/نه یک قنديل محکوب به ذوب شدن) خيلی قشنگ بود. از کيه؟! البته برای ذره خاک معمولا نميگن چکيد! وبلاگت خيلی خوشمزست!

پگاه میرگلستانی

تنها عاشق که بی منت ميسوزه وبلاگ جالبی داری شاد باشی به ۲وبلاگ منم سر بزن خوشحال مي شم نظرتو بگی http://nirooyezendegi.blogfa.com http://cinnamonpegah.blogfa.com

آرام

خوشحالم می بينمت اين طرف ها خانم

عابد

سلام براتون آروزی موفقيت روزافزون همراه با لحظات بسيار بسيار بسيار زيبا می کنم

میترا

سلام مريم جان!چطوری؟دلت خيلی برام تنگ شده...نه؟! موفق باشی گلم به اميد ديدار