(به ياد عزيز(مادربزرگ

                                

                                   

 

احساس می‌کنم، این روزها در آسمان جشنی است و فرشته‌ها پذیرای مهمان عزیزی هستند و در زمین روایت پروانه و شمع دگرگون شده است.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

عزیزترینم! با تو سرشار بودم از احساس و شوق، لبریز بودم  از رضایت و بی‌نیازی. زیباترین لحظه‌های کودکی‌ام را با تو تجربه کرده‌ام. گمان نمی‌کنم معصومیت نگاهت را حتی در وجود فرشته‌های آسمانی بتوان یافت، که تو خود فرشته گونه‌ای خاکی بودی.

هنوز هم به خاطر نمی‌آورم صدای پای رفتنت را شنیده باشم ولی تنها می‌دانم که بی تو گلهای خانه سرود جدایی سر می‌دهند، در و دیوار خانه خاطراتم دیگر سخن از عشق نمی‌گویند و ساعت شماته‌دار سر هر ساعت نبودنت را فریاد می‌زند، با رفتنت درخت سیب خشکید و حوض وسط حیاط دیگر آبی نیست. با رفتنت کوله‌باری از بزرگترین دلتنگیهای دنیا را به دوش می کشم و تصویری از زیباترین خاطراتت را  به یاد می‌آورم.

بهترینم! به دست بوسی‌ات آمده‌ام با دامنی پر از شقایق و باز به دیدارت می‌آیم حتی اگر نباشی...

 

/ 8 نظر / 18 بازدید
دوست

همه مسافريم! يادش گرامی

از سرزمین شمالی

رهگذار عمر سیری است... در دیاری روشن و تاریک... رهگذار عمر راهی است... بر فضایی دور یا نزدیک... کس نمی داند کدامین روز می آید... کس نمی داند کدامین روز می میرد... خدايش بيامرزاد.

سمیرا

دوباره سلام..... اين اشنا بود که چند روزی است يه همبازی و دوست از کودکی تا به همين چند روز پيشم رو از دست داده ام......... خوندن نوشته ات ياد اون انداختم.........

Mandana

سلام و خسته نباشی مريم جون و خدارحمتشان کند ... و انشالله که هميشه روحش شاد و يادش باهاتون باشه .... زيبا می نويسی و دوست داشتنی ... شکلات شيرينی زندگيست در کنار چايی و نسکافه نه ؛)‌ موفق و شاد باشی هميشه عزيزم :)‌... به اميد ديدار بازز ؛)

God

it seems someone close to you has passed away.may his/her soul rest in peace.. by the way,I am from zanjan too. keep in touch dear

یک نفر مثل بقیه

بابا ما با اين سن و سال و کمر درد و پادرد و فشارخون و ... راه مي افتيم می ياييم اينجا لاقل آپ کن !! :)))

محسن

به همه اون فرشته ها حسوديم می شه. چه جشنی دارن و چه مهمونی!