آسمانت کجاست؟

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده میانگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهمبدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟
 
 
سهراب سپهری

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.ح

سلام حقیقتش نمی خواستم چیزی بگم ولی دلم طاقت نیاورد!!!!!!! خیلی شعر قشنگیه......... این زمونه ایکه ما توش زندگی می کنیم خیلی خیلی نامرده ه ه ه ه ...... آیا واقعاً آسمونی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چه اهمیت داره!

داشتم کم کم به خودم می گرفتم!

چه اهمیت داره!

فکر کردم من دلتو شکستم!

ماه آبی

مثل همیشه انتخابت عالیه روان و دلنشن ساده و خوب مثل خودت

ماه آبی

مثل همیشه انتخابت عالیه روان و دلنشن ساده و خوب مثل خودت

ماه آبی

مثل همیشه انتخابت عالیه روان و دلنشن ساده و خوب مثل خودت

م.ح

سلام!!!!!!! حقیقتش من دیگه با آسمون کاری ندارم......... من چسبیدم به زمین چون خیلی خوووووبه!!!!!!!!!!!!!! چون همه زمینیها بدون ادعا هستن ولی آسمونیها همش حرفو ادعا و ...

neveralone7020

کاش اونموقع می تونستم این شعرو براش بخونم! اونیکه غرورمو له کردو می گم! اما حیف که هیچی نگفتم بهش! خیلیاین شعرو دوست دارم کلا هم وبلاگ قشنگی داری! دوست داشتی یه سرم به من بزن!