شکلات

قصه ای که به پایان نزدیک است

سکوت از من چه می خواهد؟

چو سایه پا به پایم پیش می آید

و بیداد  از گلویش شعله می گیرد

نفس ناسازگارانه دم و نادم فرو گیرد

و بامردن مجال از آدمی گیرد

شمارشهای معکوس از نفس ریزد

و مرگ داستان نو نوشته، بانگ برخیزد

و شاید انتهای مهربان قصه باشد این

که تا دیری نپاییده

کلاغ قصه ره بر آشیان خویش می یابد.

نويسنده

مریم