شکلات

قطار

                    

پیش می رود قطار

 در پیچ و تاب ریل

آرام بالا می رود، آهسته پایین می شود

صدای بریده باد،

 شعر قطار سر می دهد

با ریسمان حادثه

مانند ماری در گریز

پیچان به راه خویش

در باد حرکت می کند

یک کوه را با چند دور

 تا قله بالا می رود

بر وزن فعلن فاعلات

 شعر قطار سر می دهد

در پیچ و تاب قوسها

همرقص طوفان می شود

با هیزم شوق درون

 تا اوج بالا می رود

دود از دلش بر می کشد

 

این ایستگاه اول است

دالان و شب در انتظار

آنجا رسد...

آتش به پیراهن کشد!

آوای سوتش در فضا

زنجیر طوفان بگسلد

از حادثه جان می برد

در خط زرین قطار

آرام بالا می رود، آهسته پایین می شود... 

نويسنده

مریم