شکلات

يک فرضيه

                  

به این باور رسیدهام که هر اتفاقی در دنیا، بدون شک یک عامل به وجودآورنده زمینی و مادی نیز دارد، یعنی حتما باید یک عامل مادی(غیرالهی)، جریان را درمحدوده قوانین الهی حاکم بر هستی قرار دهد تا آن پیشامد به وقوع پیوندد و گرنه انتظار واقعه بیفایده است!!!! به همان اندازه که احتمال وقوع عدد «هفت» در یک تاس شش وجهی یا به طور کلی احتمال وقوع هر عددی پیش از پرتاب تاس، صفر است.

گفتم علت باید غیرالهی باشد، به این دلیل که حتی ممکن است یک تمرکز فکری، عامل ایجاد یک اتفاق باشد؛ خواه این تمرکز از پیش هدفمند باشد یا بی هدف.

به نظر من این قوانین در طول «ایام سته» به صورت ثابت و بدون تبصره بر هستی نازل شدهاند و به هیچ عنوان قابل تغییر نیستند. البته تنها استثناء این فرضیه معجزه الهی است که نیاز به هیچ توجیه منطقی ندارد، (شاید در مورد آنها نیز بتوان فرضیه را تعمیم داد ولی فعلا بین علما اختلاف است!!!!).

همچنین در مورد یک حادثه غیر مترقبه باید توجه داشت، تا زمانی که نیروهای بهوجودآورنده آن، در یک موقعیت خاص قرار نگیرند هرگز موجب وقوع نمی شوند و خواست خدا را نباید به این شکل تعریف کرد که:«خدا باعث آن واقعه شده است»، بلکه خواست خدا یکبار و به صورت کلی اجرا شده و حالا عوامل غیرالهی هستند که تعیین کننده نوع نتیجه میباشند.

فکر میکنم اگر غیر از این باشد باید جبر بیچون و چرا را پذیرا باشم و این محال است...

در ضمن این فرضیه هیچ منافاتی با اراده عظیم و بی پایان الهی ندارد؛ تنها نوع دیدگاه، متفاوت با اعتقادات رایج است. 

نويسنده

مریم