شکلات

آرتمیس

به دلیل کامل و گویا بودن توضیحاتی که در سایت کانون مطالعاتی خانه توانگری درباره آرتمیس خواندم ترجیح دادم مگر در برخی جملات! از توضیحات شخصی خود پرهیز کرده و به بیان مطالب زیبای آن بپردازم:

 

دیدگاه اسطوره ای به آرتمیس

آرتمیس (به یونانی: Ἄρτεμις) از ایزدان اسطوره‌ای یونان و خدابانوی شکار و ماه و حاصلخیزی، دختر دوست داشتنی زئوس و لتو، و خواهر دوقلوی آپولو. آرتمیس یکی از الهه‌های باکره المپ به شمار می‌رفت. او به تیر و کمانی که به وسیلهٔ هفائستوس و سیکلوپ‌ها ساخته شده مجهز بود.

بر اساس افسانه، آرتمیس یک روز قبل از آپولو به دنیا آمده بود. او در جزیرهٔ ارتیجیا به دنیا آمد، سپس بلافاصله پس از تولدش به مادرش در فرایند تولد آپولو، برادر دو قلویش، یاری رساند از این رو خدابانوی تولد نیز به شمار می آید.

لیتو که هنگام زایمان آرتمیس و آپولو به خاطر کینه توزی های هرا، زن رسمی زئوس، مجبور به پناه گرفتن در جزیره ای متروک شده بود در سن سه سالگی آرتمیس را برای ملاقات با پدر خود، زئوس، به کوه المپ برد. در این دیدار آرتمیس یک تیر و کمان، گله ای از سگ های شکاری، تعدادی حوری، پیراهنی کوتاه مناسب دویدن، کوه و صحرا، باکرگی جاودانه و نیز قدرت گزینش را از پدر خود درخواست کرد که البته تمام خواسته هایش از سوی پدر پذیرفته شد. بدین ترتیب با فرا رسیدن نیمه شب آرتمیس، سرشار از هیجان به خاطر موهبت های خود، با مشعلی در دست راهی شکار شد.

در اسطوره ها آمده که آرتمیس به کسانی که از او کمک می طلبیدند، مصمم و بی دریغ یاری می رساند و از آنها حمایت می کرد. در مقابل نسبت به کسانی که او را به طریقی می رنجاندند، بی رحم و سنگدل بود. او بار ها به کمک مادر خود شتافته است و این مشخصه ایست که هیچ خدابانوی دیگری آنرا ندارد.

 

نگاهی بر شخصیت آرتمیس

آرتمیس در مقام ایزد بانوی شکار و ماه تجسم روح آزاد زنان است. کهن الگوی او نیز زن را قادر به پیگیری هداف و انتخاب های خود می کند.

در مقام یک خدابانوی باکره، آرتمیس به کسی دل نمی باخت و بیانگر حس دست نخوردگی و کمال در خود می باشد.خصوصیتی که به زن قدرت می دهد تا مستقل از وجود مرد به کمال هستی دست یابد و بی نیاز از تأیید او در جهت علایق و خواسته های خوش گام بر دارد.

در جایگاه خدابانوی شکارچی، آرتمیس زنان را قادر  می سازد که بتوانند بر امور دلخواه خویش عمیقا تمرکز کنند. نیل به هدف، توانایی، رهایی از قید مردان و داوریهاشان و حمایت از مظلومان و زنان، ایجاد درمانگاه های ویژه زنان، برپایی کلاس های آموزش فنون دفاع از خود، جلوگیری از آزار و اذیت زنان و کودکان و همچنین مجازات کسانی که به چنین اعمالی دست می یازند، همه و همه از جمله جنبش های یک زن آرتمیسی می باشد.

آرتمیس طبیعتی رقابتجو، مصمم، شجاع و نیز اراده ای در جهت پیروز شدن دارد و در راه رسیدن به خواسته اش محدودیتی برای خود قائل نمی شود.

او در پیگیری اهداف و اصول اخلاقی خود بسیار جدی است و به شدت با بی عدالتی مخالفت می ورزد و در راه اصلاح آن گام بر می دارد. نامنفعل، لجباز و خواهان برابری با برادر خود و شدیدا معتقد به تساوی و تشابه حقوق مرد و زن می باشد. قادر به قبول نقش های سنتی زنانه نیست از این رو کله شق و دختری عاری از زنانگی شناخته می شود.

آرتمیس نوجوان امیال استقلال طلبانه و گرایش های جستجوگرانه دارد. دوران دانشگاه برای او سرشار از حس آزادگی و انگیزه های فراگیری است.

علایق زنان آرتمیسی گاه چنان شخصی، وقت گیر و به دور از مسیر معمول زندگی است که باعث فقدان روابط و موفقیت دنیوی او می شود با این همه پیگیری آن رضایت درونی آرتمیس را فراهم می آورد. به علاوه از آنجا که آرتمیس زنی غیر سنتی است، کشمکش او با خود و تضاد با دیگران در او بالا می گیرد و باعث ایجاد موانعی بر سر راه تلاش هایش می گردد و خواسته ها و اهدافش خارج از محدوده محسوب می شود.

والدین زن آرتمیسی

زن آرتمیسی نسبت به خود احساس خوشنودی و رضایت دارد و از زن بودن خویش شادمان است. داشتن مادری مهربان چون لیتو و پدری حامی چون زئوس، او را در تحقق بخشیدن به تواناییهایش یاری می رساند. برای زن آرتمیسی برخورداری از رضایت والدین و حمایت آنان در راه مبارزه و کسب موفقیت بسیار ضروری است. قابل ذکر است که حمایتگری زئوس بیشتر برای دو فرزند همراستای او یعنی آرتمیس و آپولو مصداق دارد.

برخلاف آنچه که در بالا گفته شد انتقاد والدین از رفتارهای متفاوت دختر آرتمیسی، مادری که طالب دختر بچه ای آرام است و همچنین مادری که انتظار تصدیق، مطیع بودن، کمک و طنازی از دختر خود دارد آسیبی جدی را برای او به ارمغان می آورد طوری که در نهایت او ترجیح می دهد از والدین خود دور شود و با افراد بزرگتر از خود در خارج از خانه همراه شود. مخالفت با اهداف و امیال این گروه از دختران شاید آنها را از اهداف خود باز ندارد اما در کارشان خلل وارد می کند.

دختر آرتمیسی اگر آن هنگام که برای انجام کار مورد علاقه خود به اجازه والدین نیازمند است، به خاطر دختر بودنش با مخالفت روبرو گردد حال آنکه برادرانش به آن کار دست می زنند، حتما به اعتراض و مبارزه بر می خیزد و اگر اعتراض هایش به جایی نرسد، انزجار و خشم او را به انزوا می کشاند.چرا که مخالفت و مقاومت در برابر او، به اعتماد به نفس و حرمت ذاتش لطمه وارد می سازد.

دختر آرتمیسی رشد یافته در خانواده های مخالف معمولا در ظاهر حالتی جسورانه و معترض دارد اما در نهان آسیب دیده است. بی صبرانه منتظر روزی است که بتواند آزادی و استقلال یابد.

در چنین شرایطی او اغلب با تواناییهای خود در تضاد قرار می گیرد غالبا کارشکنی می کند، به طوری که تضادهایش بزرگترین دشمن او می شود. به نظر بسیار قوی می آید اما در عمق وجود درگیر احساساتی است که به او می گوید آنچنان که باید نیست، در برابر فرصت های زندگی درنگ می کند، به کمتر از آنچه که لیاقتش را دارد نایل می شود و حتی زمانی که به موفقیت دست می یابد، احساس نا هنجاری می کند.

پرورش آرتمیس

سؤالی که در اینجا مطرح می شود اینست که چگونه می توانیم آرتمیس درون را پرورش دهیم و یا آنرا در خود تقویت کنیم؟

بی شک رشد و تحول در این زمینه نیز همچون سایر زمینه ها نیازمند اقداماتی اساسی می باشد، برای مثال برای زنی که روابط پی در پی با مردان دارد و در فواصل بین روابطش احساس بی ارزشی می کند، پرورش و رشد آرتمیس تنها زمانی ممکن می گردد که مردان را مطلقا رها کرده و ایده ازدواج کردن را به طور جدی کنار بگذارد. انجام چنین اقدانی نیازمند شهامت رویارویی با این امکان و نیز شاید حس یگانگی با خویشتن و کمال در خود می باشد.

برنامه های دسته جمعی ،گردش در طبیعت باعث بیداری آرتمیس وجود می شود. همچنین سفر های گروهی با اهداف زنانه به رشد و تحول کهن الگوی آرتمیس می انجامد. شرکت دختران در مسابقات ورزشی و اردوهای دخترانه، سفر به سرزمین های ناآشنا، زندگی و تحصیل در فرهنگ های بیگانه همگی تجاربی است که آرتمیس را رشد و پرورش می دهد.

 

روابط آرتمیس با زنان و مردان

زنان آرتمیسی با دیگر زنان احساس پیوند و همبستگی می کنند و دوستی با زنان دیگر را بسیار مهم می شمارند. در حیطه کاری زنان آرتمیس براحتی با شبکه ای از زنان متحد می شود.به علاوه پیوستن به گروه های حمایت از زنان، ارتباط با زنان دیگر و حمایت از زنان جوانتر همگی بیانگر رابطه خواهر وار او با زنان می باشد.

زن آرتمیسی معمولا خود را با مردان برابر می داند، در موقعیت های متفاوت با آنها رقابت می کند نقش از پیش تعیین شده خود را در جامعه غیر طبیعی می انگارد و با آن به مخالفت و مبارزه می پردازد.

رابطه آرتمیس- آپولو (همتای مذکر آرتمیس و برادر دوقلوی او)، الگوی رفتار اغلب زنان آرتمیسی با مردان است. چنین رابطه هایی به زناشویی هایی می انجامد که حالتی غیر جنسی و دوستانه به خود می گیرد، به طوری که هر یک از طرفین برای دیگری حکم بهترین دوست را پیدا می کند.

در کنار این نوع رابطه الگوی رفتاری دیگر برای زنان آرتمیسی، پیوند با مردانی مهربان و حمایتگر است. آرتمیس همیشه به آغوش چنین مردی باز می گردد چرا که این مرد به او حساسیت و لطافت عواطف را می آموزد.

زن آرتمیسی دلباخته مردانی توانا می شود اما چون نمی تواند حس رقابتجویی خود را از این رابطه دور نگاه دارد، غالبا باعث نابودی رابطه اش می شود. در مقابل او به مرد های سلطه گر هیچ رغبتی نشان نمی دهد، به نوع ارتباط مادر- پسر نیز بی علاقه است و از مردانی که اصرار دارند کانون توجه زن باشند، پرهیز می کند و همانند خود آرتمیس از ایفای نقش ضعیفه در برابر مردان احساس بیزاری می کند.

اما مردانی که آرتمیس نمونه زن دلخواهشان است غالبا مجذوب آزادگی، قاطعیت و روح توانای او- خصوصیاتی که در خودشان رشد نیافته – می شوند و حس همزادی در آنها برانگیخته می شود. چنین مردانی خصوصیات تکامل نیافته خویش را در زنان آرتمیسی پیدا می کنند و مجذوب قدرت اراده و روح آزادشان می شوند و آنها را به خاطر همان خصوصیاتی که معمولا غیر زنانه انگاشته می شوند، می پرستند.

پ. ن:

 شاید بتوان نقش آفرودیت و پرسفون را مکمل مستقیم آرتمیس به شمار آورد. آرتمیس در روابط اجتماعی حتی اگر صرفا یک نقاب سطحی باشد جنبه های مثبت و قابل احترامی را برای زن به ارمغان می آورد. به طور مثال در زمینه شغلی معمولا از قابلیتهای فنی، تخصصی و فردی آرتمیس استفاده می گردد نه از پتانسیلهای زنانه و زیبایی. این بدین معنا نیست که لزوما دختران آرتمیسی ظاهری مردانه و خشن دارند بلکه بر خلاف آفرودیت، این موضوع نقطه قوت و معیار اصلی موفقیتهایشان در روابط عاطفی، شغلی یا اجتماعی به حساب نمی آید.

 از نمونه های شخصیت آرتمیس می توان به هدیه تهرانی در فیلم عاشقانه، رویا تیموریان در بیشتر نقشهایش، باران کوثری در فیلم دایره زنگی و شیرین عبادی و... اشاره کرد(البته در مورد اشخاص حقیقی اطمینان از وجود اسطوره، نیاز به شناخت بیشتر فرد دارد و به همین دلیل از نمونه هایی که در فیلم به تصویر کشیده شده استفاده می کنم).

 

"پروانه وار عاشق" را از گذشته بخوانید

یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٠> | پيامهاي شكلاتي ()

نويسنده

مریم