شکلات

اسطوره زنانه پرسفون

اسطوره خدابانو پرسفونPersephone

پرسفون دختر جوان زئوس و دیمیتر بود. یک روز او در دشت « انا» مشغول گل چیدن بود, یک گل نرگس زیبا را از زمین بیرون کشید که ناگهان زمین شکافته شد و هادس، فرمانروای مرگ و جهان زیرین، بطور رعدآسایی با ارابه طلایی اش که توسط چهار اسب سیاه کشیده می شد، از شکاف زمین بیرون آمده و پرسفون را در حالی که جیغ می زد ربود و او را با خودش به جهان زیرین برد. گفته می شود که این امر به توصیه خود زئوس انجام شده بود. وقتی این اتفاق افتاد، فقط زئوس و هلیوس(خدای خورشید) آن را دیدند. چون دیمیتر بدنبال دخترش می گشت، یأس و ناامیدی او باعث شد تا محصولات پژمرده شده و از بین بروند. هلیوس، آنچه را دیده بود به دیمیتر گفت و دیمیتر خیلی عصبانی شد. او به هیچ چیز اجازه باروری نداد تا اینکه پرسفون برگردد. زئوس نمی توانست اجازه دهد که به مدت طولانی این ناباروری ادامه داشته باشد. بنابراین او هرمس را فرستاد تا پرسفون را برگرداند. هادس به پرسفون اجازه داد تا پیش مادرش برگردد، انگار او خیلی هم پرسفون را نمی خواست. او این واقعیت را دوست نداشت. بنابراین هادس قبل از اینکه هرمس برای بازگرداندن پرسفون به جهان زیرین بیاید، به پرسفون یک انار داد. وقتی پرسفون دانه های شیرین و لذیذ میوه انار را خورد، انگار او برای همیشه به جهان زیرین برگشته بود و به آن جهان تعلق داشت. همه می دانستند که اگر کسی از دست هادس اناری را در جهان زیرین بخورد، دیگری به جهان زیرین تعلق دارد و نمی تواند بطور کامل آن جهان را ترک کند. دیمیتر از این موضوع خیلی عصبانی بود، ولی نمی توانست هیچ کاری در این مورد انجام دهد. پرسفون از آن به بعد یک سوم از سال را در جهان زیرین با هادس (همسر بی احساس و خونسردش) می گذراند. سرانجام او بتدریج بیشتر و بیشتر به همسرش هادس عشق می ورزید. دیمیتر هنوز هم این موضوع را دوست نداشت. او در زمانی که دخترش به جهان زیرین می رفت، اخم می کرد و اجازه باروری به هیچ موجودی نمی داد. این زمان را به عنوان فصل زمستان می شناسیم از آنجایی که پرسفون، ایزدبانوی جهان زیرین، انسانهایی را که وارد جهان زیرین می شدند راهنمایی می کرد

نگاهی بر شخصیت پردازی پرسفون

پرسفون مظهر دوشیزگی, بهار, پذیرش و دگرگونی و نماد اضطراب جدایی از مادر، و یا بطور کلی اضطراب جدایی از زندگی قبلی به یک زندگی جدید است. از دیدگاه روانشناسی شخصیت پرسفون بدلیل سفر به دنیای زیرین, عمیق بوده و می تواند به سطوح بالای خودآگاهی دست یابد.

منفعل بودن، مطیع و فرمانبردار بودن، تعهد نداشتن نسبت به اهداف, بی مسوولیتی و داشتن منیت ضعیف از معایب این کهن الگو  و عشق, معصومیت, باروری, نشاط و سرزندگی دخترانه و سازگاری از مزایای اوست.

بدلیل سفری که به دنیای زیرین داشته از ناخودآگاه یا درونیات قوی برخوردار است و حس ششم  و قدرت خیالپردازی خوبی دارد. زنان پرسفون ممکن است از نظر ذهنی و روانی افرادی با استعداد باشند، اما از بیماریهای روانی مانند افسردگی یا اضطراب و یا گرسنگی روانی رنج ببرند.

پرسفون نوجوان ابدی است و معصومیت و پاکی در چهره اش قابل مشاهده است. در صورت ناآگاهی, آعتماد بنفس کمی داشته و زیاد دروغ می گوید، ولی به گونه ای است که افراد دیگر فکر نمی کنند که او این قدر دروغگو باشد!!

بخشی از چرخه به وجود آمدن شخصیت پرسفون مربوط به ترکیب والدین او یعنی زئوس پدر قوی, مدیر, تا حدودی مستبد, نه چندان عاطفی و دیمیتر مادر عاطفی, حمایتگر و کنترلگر بش از حد او می یاشد. پرسفون در بیشتر مواقع در انتظار کمک دیگران بوده و مسوولیت کارهای خود را نمی پذیرد.

زنان پرسفون, افرادی مراقب، مهربان، بی تجربه و ساده لوح هستند. آنها اشتهای جنسی بسیار زیاد و فوق العاده ای دارند و به راحتی جذب جنس مخالف می شوند.

نکته قابل توجه در عشق پرسفون جذب شدن عجیبش به هادس است زیرا قائدتا پرسفون بدلیل ربوده و زندانی شدن در قصر هادس می باست از او متنفر باشد یا حداقل عاشقش نشود ولی شخصیت پذیرای این ایزدبانو نه تنها منجر به سازگاریش با شرایط جدید شده بلکه عشق عمیقی را نسبت به هادس در درونش ایجاد کرده است! در واقع پرسفون می تواند همسری مطیع و سازگار با احساسات قوی زنانه باشد. بنابر این تقویت آگاهانه بعد پرسفونی زنان برای ایجاد ملایمت, عشق و نشاط در زندگی لازم است.

دختر شیرینی فروش با ایفای نقش فاطمه معتمدآریا نمونه ای اغراق آمیز از دختر پرسفون ناآگاه را نمایش می دهد.

آیا به نظر شما این سناریوی تکراری زنان و دختران ایرانی نیست؟! شاید به این خاطر باشد که شخصیت قالب پدران و مادران ایرانی زئوس و دیمیتر است.

یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩> | پيامهاي شكلاتي ()

نويسنده

مریم