شکلات

کهن الگوهای یونان(شخصیت شناسی یونگ)

برای تنوع این بار سبک نوشتاری را از دل نوشته به ارائه نظریه دکتر یونگ در خصوص شخصیت شناسی بر اساس اسطوره های یونانی که موضوع مورد علاقه ام است تغییر می دهم. امیدوارم شما هم دوستش داشته باشید.

 

زندگینامه دکتر یونگ

کارل گوستاو یونگ (26 ژوئیه 1875) در سوئیس متولد شد و تا سال 1961 توانست در مقام یک روانشناس، قوم شناس، اسطوره شناس، دین شناس و دیگر زمینه ها به صاحبنظری دست یابد.

شاگردی و سپس همکاری یونگ با فروید باعث شد که فروید در ابتدا یونگ را وارث خود اعلام کند. وقتی که در سال 1910 انجمن بین المللی روانکاوی پایه گذاری شد، یونگ از طرف فروید به عنوان اولین رئیس این انجمن انتخاب شد. اما سرانجام اختلاف در نظریه بین این دو به قطع همکاری در سال 1914 منجر شد.

نظریه ای که فروید و یونگ از شخصیت و عوامل پیچیده ای که بر آن تاثیر می گذارند هر دو از تجربیات شخصی و کودکی این دو تاثیر پذیرفته است.

چیزی که باعث توجه یونگ به ناهشیار و درون کاوی شد از گذشته و کودکی او مایه می گیرد. داشتن مادری با بی ثباتی هیجان و قدتمند ؛ پدری مهربان اما دمدی و تحریک پذیر و نیز مشکلات زناشویی آن دو موجب شدند یونگ جوان برای فرار از این موقعیت ساعت های زیادی را به تنهایی در اتاق زیر شیروانی خانه اش بگذراند.

فرار از دنیای هشیار و بیرونی و پناه بردن و به درون و ناهشیار یعنی رویاها و پندارها و خیال پردازیها انتخاب های آتی آینده ی او نیز شدند.

یونگ بنا به گفته ای این هیولای اجتماعی یا کودک منزوی بر خلاف دیگر مخالفان فروید به اهمیت بیشتر ناخودآگاه اصرار دارد. نظریه ی شخصیتی که یونگ پایه گذار آن شد و به مکتب زوریخ معروف است شیوه ای از روانشناسی تحلیلی است که بر اهمیت نیروهای تشکیل دهنده روان در گذشته و آینده( آنچه دوست داریم در آینده انجام دهیم) استوار است.

برای درک این نظام فکری باید به اسطوره شناسی، دین شناسی، تاریخ رجوع کرد.

 

مفهوم کهن الگو و  اثر آن در زندگی ما از دیدگاه دکتر یونگ

در روان‌شناسی تحلیلی آن دسته از اشکال ادراک و اندریافت را که به یک جمع به ارث رسیده‌ است را کهن‌الگو یا سَرنمون می‌خوانند. هر کهن‌الگو تمایل ساختاری نهفته‌ای هست که بیانگر محتویات و فرایندهای پویای ناخودآگاه جمعی در سیمای تصاویر ابتدایی است.

کهن‌الگوها عناصر فاسدنشدنی ناخودآگاه هستند اما شکل و شمایل آنها اغلب تغییر می‌کند. کهن‌الگوها عناصر روانی هم‌بسته با غرایزند که یونگ آنها را چنین توصیف می‌کند:

ادراک غریزه از خود دقیقا به همان ترتیب که خودآگاهی ادراک از فرایند عینی زندگانی است.

«کهن‏الگوها همان‏قدر پُرشمارند که وضعیتهاى نوعىِ زندگى. روند بى‏پایان تکرار، این تجربیات را در سرشت روانىِ ما حکّ کرده است، هرچند نه همچون اشکال آکنده از محتوا، بلکه بدواً در قالب اشکالى فاقد محتوا که فقط امکان نوع خاصى از ادراک و عمل را آشکار مى‏کنند.» (پیشین، جلد نهم، فصل اوّل، ص( 48

 

اسطوره شناسی

اسطوره ها قصه هایی برای خواب کودکان نیستند، پیچیدگی ها و گستردگی مفاهیم مطرح شده در اسطوره ها و بیان نمادین آنها خبر از راز شگفتگ انگیز آن می دهد. مفاهیمی مانند، خدا، ماهیت انسان، شب و روز و... در اسطوره ها  نشان جهان شمولی اسطوره هاست حتی اگر  اسطوره در قومی بدوی و کوچک در قلب آفریقاست شکل یافته باشد.

یونگ اسطوره ها را تجلیات روانی و بازنمودی از جوهر روح قلمداد می کند و معتقد است اساطیر و رویاها انعکاسی از مفاهیم کهن هستند؛ که مفاهیم کهن سرمایه انسان و چکیده و عصاره تجارب نسل های بی شمار گذشته است و در همه ی افراد بشر یکسان است. علت این یکسانی؛ یکسانس ساختمان مغز نژادهای مختلف آدمیان و ناشی از تحول مشترک آن هاست.«مفاهیم کهن» که ناخوداگاه جمعی را تشکیل می دهند بسیارند از آن جمله:مفاهیم وحدت، قهرمان، قدرت، خدا، شیطان، مرگ، زندگی پس از مرگ،...

 

در پست بعد به معرفی کهن الگوها( ایزد یا ایزد بانو های شخصیتی) خواهم پرداخت.

دوشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸٩> | پيامهاي شكلاتي ()

نويسنده

مریم