شکلات

آرتمیس

به دلیل کامل و گویا بودن توضیحاتی که در سایت کانون مطالعاتی خانه توانگری درباره آرتمیس خواندم ترجیح دادم مگر در برخی جملات! از توضیحات شخصی خود پرهیز کرده و به بیان مطالب زیبای آن بپردازم:

 

دیدگاه اسطوره ای به آرتمیس

آرتمیس (به یونانی: Ἄρτεμις) از ایزدان اسطوره‌ای یونان و خدابانوی شکار و ماه و حاصلخیزی، دختر دوست داشتنی زئوس و لتو، و خواهر دوقلوی آپولو. آرتمیس یکی از الهه‌های باکره المپ به شمار می‌رفت. او به تیر و کمانی که به وسیلهٔ هفائستوس و سیکلوپ‌ها ساخته شده مجهز بود.

بر اساس افسانه، آرتمیس یک روز قبل از آپولو به دنیا آمده بود. او در جزیرهٔ ارتیجیا به دنیا آمد، سپس بلافاصله پس از تولدش به مادرش در فرایند تولد آپولو، برادر دو قلویش، یاری رساند از این رو خدابانوی تولد نیز به شمار می آید.

لیتو که هنگام زایمان آرتمیس و آپولو به خاطر کینه توزی های هرا، زن رسمی زئوس، مجبور به پناه گرفتن در جزیره ای متروک شده بود در سن سه سالگی آرتمیس را برای ملاقات با پدر خود، زئوس، به کوه المپ برد. در این دیدار آرتمیس یک تیر و کمان، گله ای از سگ های شکاری، تعدادی حوری، پیراهنی کوتاه مناسب دویدن، کوه و صحرا، باکرگی جاودانه و نیز قدرت گزینش را از پدر خود درخواست کرد که البته تمام خواسته هایش از سوی پدر پذیرفته شد. بدین ترتیب با فرا رسیدن نیمه شب آرتمیس، سرشار از هیجان به خاطر موهبت های خود، با مشعلی در دست راهی شکار شد.

در اسطوره ها آمده که آرتمیس به کسانی که از او کمک می طلبیدند، مصمم و بی دریغ یاری می رساند و از آنها حمایت می کرد. در مقابل نسبت به کسانی که او را به طریقی می رنجاندند، بی رحم و سنگدل بود. او بار ها به کمک مادر خود شتافته است و این مشخصه ایست که هیچ خدابانوی دیگری آنرا ندارد.

 

نگاهی بر شخصیت آرتمیس

آرتمیس در مقام ایزد بانوی شکار و ماه تجسم روح آزاد زنان است. کهن الگوی او نیز زن را قادر به پیگیری هداف و انتخاب های خود می کند.

در مقام یک خدابانوی باکره، آرتمیس به کسی دل نمی باخت و بیانگر حس دست نخوردگی و کمال در خود می باشد.خصوصیتی که به زن قدرت می دهد تا مستقل از وجود مرد به کمال هستی دست یابد و بی نیاز از تأیید او در جهت علایق و خواسته های خوش گام بر دارد.

در جایگاه خدابانوی شکارچی، آرتمیس زنان را قادر  می سازد که بتوانند بر امور دلخواه خویش عمیقا تمرکز کنند. نیل به هدف، توانایی، رهایی از قید مردان و داوریهاشان و حمایت از مظلومان و زنان، ایجاد درمانگاه های ویژه زنان، برپایی کلاس های آموزش فنون دفاع از خود، جلوگیری از آزار و اذیت زنان و کودکان و همچنین مجازات کسانی که به چنین اعمالی دست می یازند، همه و همه از جمله جنبش های یک زن آرتمیسی می باشد.

آرتمیس طبیعتی رقابتجو، مصمم، شجاع و نیز اراده ای در جهت پیروز شدن دارد و در راه رسیدن به خواسته اش محدودیتی برای خود قائل نمی شود.

او در پیگیری اهداف و اصول اخلاقی خود بسیار جدی است و به شدت با بی عدالتی مخالفت می ورزد و در راه اصلاح آن گام بر می دارد. نامنفعل، لجباز و خواهان برابری با برادر خود و شدیدا معتقد به تساوی و تشابه حقوق مرد و زن می باشد. قادر به قبول نقش های سنتی زنانه نیست از این رو کله شق و دختری عاری از زنانگی شناخته می شود.

آرتمیس نوجوان امیال استقلال طلبانه و گرایش های جستجوگرانه دارد. دوران دانشگاه برای او سرشار از حس آزادگی و انگیزه های فراگیری است.

علایق زنان آرتمیسی گاه چنان شخصی، وقت گیر و به دور از مسیر معمول زندگی است که باعث فقدان روابط و موفقیت دنیوی او می شود با این همه پیگیری آن رضایت درونی آرتمیس را فراهم می آورد. به علاوه از آنجا که آرتمیس زنی غیر سنتی است، کشمکش او با خود و تضاد با دیگران در او بالا می گیرد و باعث ایجاد موانعی بر سر راه تلاش هایش می گردد و خواسته ها و اهدافش خارج از محدوده محسوب می شود.

والدین زن آرتمیسی

زن آرتمیسی نسبت به خود احساس خوشنودی و رضایت دارد و از زن بودن خویش شادمان است. داشتن مادری مهربان چون لیتو و پدری حامی چون زئوس، او را در تحقق بخشیدن به تواناییهایش یاری می رساند. برای زن آرتمیسی برخورداری از رضایت والدین و حمایت آنان در راه مبارزه و کسب موفقیت بسیار ضروری است. قابل ذکر است که حمایتگری زئوس بیشتر برای دو فرزند همراستای او یعنی آرتمیس و آپولو مصداق دارد.

برخلاف آنچه که در بالا گفته شد انتقاد والدین از رفتارهای متفاوت دختر آرتمیسی، مادری که طالب دختر بچه ای آرام است و همچنین مادری که انتظار تصدیق، مطیع بودن، کمک و طنازی از دختر خود دارد آسیبی جدی را برای او به ارمغان می آورد طوری که در نهایت او ترجیح می دهد از والدین خود دور شود و با افراد بزرگتر از خود در خارج از خانه همراه شود. مخالفت با اهداف و امیال این گروه از دختران شاید آنها را از اهداف خود باز ندارد اما در کارشان خلل وارد می کند.

دختر آرتمیسی اگر آن هنگام که برای انجام کار مورد علاقه خود به اجازه والدین نیازمند است، به خاطر دختر بودنش با مخالفت روبرو گردد حال آنکه برادرانش به آن کار دست می زنند، حتما به اعتراض و مبارزه بر می خیزد و اگر اعتراض هایش به جایی نرسد، انزجار و خشم او را به انزوا می کشاند.چرا که مخالفت و مقاومت در برابر او، به اعتماد به نفس و حرمت ذاتش لطمه وارد می سازد.

دختر آرتمیسی رشد یافته در خانواده های مخالف معمولا در ظاهر حالتی جسورانه و معترض دارد اما در نهان آسیب دیده است. بی صبرانه منتظر روزی است که بتواند آزادی و استقلال یابد.

در چنین شرایطی او اغلب با تواناییهای خود در تضاد قرار می گیرد غالبا کارشکنی می کند، به طوری که تضادهایش بزرگترین دشمن او می شود. به نظر بسیار قوی می آید اما در عمق وجود درگیر احساساتی است که به او می گوید آنچنان که باید نیست، در برابر فرصت های زندگی درنگ می کند، به کمتر از آنچه که لیاقتش را دارد نایل می شود و حتی زمانی که به موفقیت دست می یابد، احساس نا هنجاری می کند.

پرورش آرتمیس

سؤالی که در اینجا مطرح می شود اینست که چگونه می توانیم آرتمیس درون را پرورش دهیم و یا آنرا در خود تقویت کنیم؟

بی شک رشد و تحول در این زمینه نیز همچون سایر زمینه ها نیازمند اقداماتی اساسی می باشد، برای مثال برای زنی که روابط پی در پی با مردان دارد و در فواصل بین روابطش احساس بی ارزشی می کند، پرورش و رشد آرتمیس تنها زمانی ممکن می گردد که مردان را مطلقا رها کرده و ایده ازدواج کردن را به طور جدی کنار بگذارد. انجام چنین اقدانی نیازمند شهامت رویارویی با این امکان و نیز شاید حس یگانگی با خویشتن و کمال در خود می باشد.

برنامه های دسته جمعی ،گردش در طبیعت باعث بیداری آرتمیس وجود می شود. همچنین سفر های گروهی با اهداف زنانه به رشد و تحول کهن الگوی آرتمیس می انجامد. شرکت دختران در مسابقات ورزشی و اردوهای دخترانه، سفر به سرزمین های ناآشنا، زندگی و تحصیل در فرهنگ های بیگانه همگی تجاربی است که آرتمیس را رشد و پرورش می دهد.

 

روابط آرتمیس با زنان و مردان

زنان آرتمیسی با دیگر زنان احساس پیوند و همبستگی می کنند و دوستی با زنان دیگر را بسیار مهم می شمارند. در حیطه کاری زنان آرتمیس براحتی با شبکه ای از زنان متحد می شود.به علاوه پیوستن به گروه های حمایت از زنان، ارتباط با زنان دیگر و حمایت از زنان جوانتر همگی بیانگر رابطه خواهر وار او با زنان می باشد.

زن آرتمیسی معمولا خود را با مردان برابر می داند، در موقعیت های متفاوت با آنها رقابت می کند نقش از پیش تعیین شده خود را در جامعه غیر طبیعی می انگارد و با آن به مخالفت و مبارزه می پردازد.

رابطه آرتمیس- آپولو (همتای مذکر آرتمیس و برادر دوقلوی او)، الگوی رفتار اغلب زنان آرتمیسی با مردان است. چنین رابطه هایی به زناشویی هایی می انجامد که حالتی غیر جنسی و دوستانه به خود می گیرد، به طوری که هر یک از طرفین برای دیگری حکم بهترین دوست را پیدا می کند.

در کنار این نوع رابطه الگوی رفتاری دیگر برای زنان آرتمیسی، پیوند با مردانی مهربان و حمایتگر است. آرتمیس همیشه به آغوش چنین مردی باز می گردد چرا که این مرد به او حساسیت و لطافت عواطف را می آموزد.

زن آرتمیسی دلباخته مردانی توانا می شود اما چون نمی تواند حس رقابتجویی خود را از این رابطه دور نگاه دارد، غالبا باعث نابودی رابطه اش می شود. در مقابل او به مرد های سلطه گر هیچ رغبتی نشان نمی دهد، به نوع ارتباط مادر- پسر نیز بی علاقه است و از مردانی که اصرار دارند کانون توجه زن باشند، پرهیز می کند و همانند خود آرتمیس از ایفای نقش ضعیفه در برابر مردان احساس بیزاری می کند.

اما مردانی که آرتمیس نمونه زن دلخواهشان است غالبا مجذوب آزادگی، قاطعیت و روح توانای او- خصوصیاتی که در خودشان رشد نیافته – می شوند و حس همزادی در آنها برانگیخته می شود. چنین مردانی خصوصیات تکامل نیافته خویش را در زنان آرتمیسی پیدا می کنند و مجذوب قدرت اراده و روح آزادشان می شوند و آنها را به خاطر همان خصوصیاتی که معمولا غیر زنانه انگاشته می شوند، می پرستند.

پ. ن:

 شاید بتوان نقش آفرودیت و پرسفون را مکمل مستقیم آرتمیس به شمار آورد. آرتمیس در روابط اجتماعی حتی اگر صرفا یک نقاب سطحی باشد جنبه های مثبت و قابل احترامی را برای زن به ارمغان می آورد. به طور مثال در زمینه شغلی معمولا از قابلیتهای فنی، تخصصی و فردی آرتمیس استفاده می گردد نه از پتانسیلهای زنانه و زیبایی. این بدین معنا نیست که لزوما دختران آرتمیسی ظاهری مردانه و خشن دارند بلکه بر خلاف آفرودیت، این موضوع نقطه قوت و معیار اصلی موفقیتهایشان در روابط عاطفی، شغلی یا اجتماعی به حساب نمی آید.

 از نمونه های شخصیت آرتمیس می توان به هدیه تهرانی در فیلم عاشقانه، رویا تیموریان در بیشتر نقشهایش، باران کوثری در فیلم دایره زنگی و شیرین عبادی و... اشاره کرد(البته در مورد اشخاص حقیقی اطمینان از وجود اسطوره، نیاز به شناخت بیشتر فرد دارد و به همین دلیل از نمونه هایی که در فیلم به تصویر کشیده شده استفاده می کنم).

 

"پروانه وار عاشق" را از گذشته بخوانید

یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٠> | پيامهاي شكلاتي ()

آرس

این اسطوره به دلیل ملموس و فراگیر بودن در جامعه ما, توضیحات بیشتری را بخود اختصاص داده است که دلم نیامد خلاصه تر از این بیان کنم: 

 دیدگاه اسطوره ای به آرس

آرس یا اَریز (به یونانی: Ἀρης به معنی کوشش در نبرد، به انگلیسی: Ares) خدای جنگ و پسر طرد شده ی زئوس و هرا در اسطوره‌های یونانی است. رومی‌ها خدای جنگ خود یعنی مارس را با آرس یونانی مطابق می‌دانستند.

وی یکی از سه رب النوع بزرگ است که نام هر سهٔ آن‌ها با نام سیارات منظومهٔ شمسی یکی است: مشتری یا ژوپیتر (زئوس، شاه خدایان)، زهره یا ونوس (آفرودیت، الههٔ زیبای عشق) و بهرام یا مارس (آرس، خدای پهلوان و رشید جنگ).

یونانیان قدیم وی را در مجسمه‌ها و تابلوهایشان، جوانی زیبا، نیرومند، خوش اندام که گاه کلاه خودی بر سر و نیزه‌ای به دست دارد، می‌پنداشتند و با این که آرس از ته قلب مهربان بود از وی می‌هراسیدند. با این حال، رومیان وی را به بزرگ‌ترین خدایان، پس از ژوپیتر بدل کردند و برای او جلال و شکوه خاصی قائل شدند.

تنهاعشق وی، آفرودیت، الههٔ عشق بود که ماجراها و مشکلات فراوانی را به دنبال داشت. زئوس، پدر خدایان، آفرودیت را به هفائستوس(برادر آرس) قول داده بود، ولی آفرودیت بذر عشق آرس را در دل می‌پروراند.

روزی هفائستوس تصمیم گرفت تا به جزیرهٔ لمنوس برود. آفرودیت موضوع را به اطلاع آرس رساند و وی را در زمان غیبت هفائستوس به قصر خویش دعوت کرد. ولی هلیوس، خدای خورشید (یا خود خورشید) راز آن دو را شنید و به هفائستوس گفت. هفائستوس به قصد کینه و ناراحتی، توری نامرئی در اطراف تخت خویش نصب کرد و آن جا را به قصد لمنوس ترک گفت. بدین ترتیب آرس و آفرودیت را به دام انداخت و دیگر خدایان را خبر داد تا به آن جا بیایند. (البته الهگان المپ نیامدند) زئوس سخت به خشم آمد ولی آرس که همه به صداقت وی گواه می‌دادند، گفت که پیش از آن، با آفرودیت در معبد عشق، ازدواج نموده و آفرودیت به ابتذال نگرویده است. پوزئیدون خدای دریا چون آرس را بسیار دوست می‌داشت، وساطت کرد و هفائستوس آرس را آزاد کرد، مشروط بر این که تمام هدایایی را که به وی داده است پس بدهد. آرس پذیرفت و با آفرودیت به قصر خویش در تراکیا رفت و آفرودیت از وی فرزندانی به نام‌های اروس(خدای عشق) و هارمونیا (الههٔ تناسب) و دو پسر دوقلو به نام‌های فوبوس (ترس) و دیموس (وحشت)، به دنیا آورد.

 

نگاهی بر شخصیت آرس

مردانی با تیپ شخصیتی آرس، خواستار استقلال هستند و از جرأت و شجاعت و ابتکار عمل خود برای رسیدن به آزادی استفاده می کنند. مردان آرس می توانند رهبر یا مدیر باشند و یا بطور مستقل کار کنند. آنها هرگز دنباله روی یا فرمانبرداری و اطاعت نمی کنند. در دوره نوجوانی افرادی لجوج هستند که گاهی خدا هم نمی تواند جلوی کارهایشان را بگیرد! آنها برای رسیدن به اهداف خود بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی، مکانی و ... مصر هستند. زود از کوره در می روند و به مبارزه علاقه مندند. همان اندازه که اهل دعوا و مبارزه طلبی هستند، مرام و رفاقتشان نیز چشمگیر است.  

اگر مردی را دیدید که در پمپ بنزین بخاطر چند لحظه تاخیر، مشغول زد و خورد شده است و یا موتورسواری که در خیابان تک چرخ می زند شک نکنید که وجه آرسی شخصیت او فوران کرده است.

آرسها بیشتر جسمانی هستند و حوزه غرایز و عواطف در آنها فعال است. به ظاهر خود بسیار اهمیت می دهند و بنا به فرهنگشان، خوش لباس هستند. بیشتر اهل ورزش های گروهی، پر هیجان و نیز تناسب اندام هستند و اصرار خاصی به عرضه اندام و جلب توجه خانمها دارند و البته مورد توجه آفرودیت ها واقع می شوند.

نوجوانانی که به جای درس و مدرسه، علاقه مند داشتن یک موتور هندای بزرگ و یا پای ثابت مسابقات فوتبال، بسکتبال، والیبال و.... دبیرستانشان هستند آرس فعالی دارند. هرگز نباید از فعالیت های گروهی و هیجانی این گروه جلوگیری کرد و باید اجازه تخلیه انرژی به آنها داد زیرا مردان آرس نمی توانند تحت کنترل بودن را تحمل کنند،  گرچه گاهی ممکن است قربانی علاقه زیاد خود به آزادی شوند.

آرسها همواره چیزی برای پرستیدن دارند مثل ماشینشان با رینگ اسپرت و سیستم صوتی پیشرفته که یک روز در میان در کارواش جلا می یابد و یا اسبی که روزی چندین ساعت برایش زمان می گذارند. خانمهایی که با این تیپ شخصیتی ازدواج می کنند باید بدانند که همواره یک رقیب احساسی در زندگیشان خواهند داشت. 

آرس ها عاشق می شوند و با دیدن یک زن جذاب در کنار خیابان چراغ میدهند ولو اینکه در کنار همسر خود در حال گفتن حرفهای عاشقانه پشت رل باشند. به هر حال هر گل یک بویی برایشان دارد!! بنابراین احتمال خیانت آرسها به همسرشان زیاد است. در واقع اگر همسر یک آرس سعی کند که او را محسور کند و تحت کنترل قرار دهد می بایست احتمال قریب به یقین وجود یک هووی پنهان یا آشکار را بدهد. اصلا شک نکنید!!!! ولی مردان آرس در صورتی که زنان سعی نکنند تا آنها را کنترل کنند، می توانند همسران خوبی باشند.

آرس ها عشق فیلم های عاشقانه هستند از نوع فیلم هندی. ممکن است خیلی زود ازدواج کنند . قانون جذبشان هم که افرودیت است. گاهی مجبور می شوند غیرتی هم بشوند چون چنین زنی نگاه های زیادی را به دنبال خود می کشد. و بخاطر زن با مرد های دیگر هم در گیر می شوند.

آرس خیلی رفیق باز است و سپر بلای دوستان می شود. معمولا دنبال تحصیل نیست و به لحاظ شغلی هم رده بالایی ندارد در میان رانندگان تاکسی و برخی از مکانیک ها هم آرس تایپ می بینید. گرچه بسیاری از آرسهایی که در خانواده از احترام و توجه خوبی برخوردار بوده اند و از طرفی به دلیل ذاتی آرسی خود کمی از فرمانبرداری سرکش می کنند، خود را در جایگاه مدیران قرار می دهند. مردان آرس در جامعه ای که به آنها احترام می گذارند و به آنها به عنوان رهبر نگاه می کنند، می توانند شهروندان خوبی باشند. پس نکته اصلی جهت دهی شخصیت آرس احترام گذاشتن یا نگذاشتن به شخصیش در کودکی و نوجوانی اوست...مسئله این است!

آرس هر چند در اسطوره به هفایستوس خیانت کرد، ولی مثل دو برادر رفیق های خوبی برای هم هستند یک هفایستوس در مجاورت دوست آرسش، آرسش بالا می آید و با او می تواند هیجان را تجربه کند و آرس هم می داند دوستی دارد که او را درک می کند.آرس اگر شکست عشقی بخورد و در جامعه سر خورده بشود امکان دارد که هفایستوس بشود .

این اسطوره همچون اسطوره زنانه ی پرسفون بدلیل فراگیر بودن شخصیت پدران زئوسی و مادران دیمیتری در ایران بیش از سایر اسطوره ها در مردان دیده می شود. از نمونه های شخصیت آرس می توان به بهروز وثوقی در فیلم همسفر(آرس لوتی و با مرام)، محمدرضا گلزار(آرس نوین و آراسته)، سیلوستر استالونه(آرس بادی بیلدینگ) و ....اشاره کرد.

چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠> | پيامهاي شكلاتي ()

آفرودیت

نوروز مبارک

 

دیدگاه اسطوره ای به خدابانو آفرودیت

آفرودیت، در اسطوره‌های یونان، خدای عشق است. در اساطیر رومی با ونوس برابر است. او دختر زئوس و دیونه و از خدایان اولمپ و الهه عشق، زیبایی و شور جنسی بود. در برخی روایات او را برآمده از کف دریا می‌دانند. همسر هفایستوس بود اما با بسیاری از خدایان و افراد زمینی رابطه داشت و از هر کدام فرزندانی آورد. بعد از تولدش زئوس میترسید که خدایان بر سر ازدواج با آفرودیت با هم به نزاع بپردازند به همین خاطر او را به همسری هفایستوس(خدای صنعت و آهنگری) درآورد. اما آفرودیت, آرس را که خدای جنگ بود دوست می داشت. هفایستوس به سختی باور می‌کرد که تا این حد خوش شانس باشد و از تمام قابلیت‌های خود استفاده می‌کرد تا بیشترین جواهرات را برای او درست کند.او یک کمربند زیبا از طلا با بافت جادویی و ملیله دوز برای او درست کرد. آفرودیت همیشه به صورت زنی جوان و بسیار زیبا و قیافه ای هوس انگیز نشان داده می شد.

آفرودیت عاشقان بسیاری در میان خدایان و افراد زمینی داشت، از جمله معروف‌ترین معشوق زمینی او شاید آدنیس (Adonis) باشد. برخی از فرزندان او عبارتند از اروس (Eros)، انتروس (Anteros)، هایمنایس (Hymenaios) و آینایاس (Aeneas) با معشوق تروجانی خود انکایسز (Anchises). در ماجرای اعطای «سیب زرین»، به پاریس ، قول زیباترین دختر زمین، هلن را داد که موجب آغاز جنگ تروا شد.

نگاهی بر شخصیت پردازی آفرودیت

آفرودیت در رابطه با جنس مخالف، انتخابگر است و به راحتی می تواند را جذب خود نماید زیرا جذابیت در ذات آنهاست. از عشق ورزیدن لذت می برد و این مهمترین انگیزه او برای ایجاد رابطه است بنابراین در انتخابهای آنها معیار ثابت و مشخصی وجود ندارد الا دوست داشتن و دوست داشته شدن. زیبایی و لوندی آنها قابل توجه و چشمگیر است و شاید به همین دلیل بیشتر خدایان عاشق آفرودیت بودند. معمولا بیان افکار و احساسات این گروه شخصیتی بصورت نمایشی بوده و بدنبال جلب توجه دیگران هستند.

آفرودیت آگاه با ایجاد جذابیت و ارائه زنانگی می تواند رابطه ای دلپذیر و زیبا بیافریند و به زندگی   طراوت، زیبایی، عشق و تازگی ببخشد. در حالی که آفرودیت ناآگاه از قابلیت بالای معشوقه بودن خود سو استفاده نموده و حتی توان پیشبرد چندین رابطه را بصورت موازی دارد. جنبه تاریک ایزدبانوی عشق، روابط سطحی و کم عمق، آزاد و بدون تعهد است. بسیاری از هنرپیشه های هالیوودی از این ویژگی منفی استفاده و صرفا جنبه آفردیتی شخصیت خود را زندگی می کنند. 

دخترانی با ظرافت های رفتاری زنانه، اندام و پوشش زیبا و آراسته از این اسطوره در وجودشان بیشتر استفاده می کنند.

با تعریفهایی که کردم شاید این ذهنیت را به وجود آورده باشم که تنها خانمهای سانتیمانتال و آرایش کرده این اسطوره را در وجود خود دارند اما هرگز اینگونه نیست و به طور کلی تیپ های شخصیتی آفرودیت در هر آیین و مسلکی که باشند ظاهری برازنده دارند.

در جوامع اسلامی معمولا دختران از بروز صفات آفرودیتی خود منع می شوند که گاهی به سرکوبی آن منجر می گردد.

این اسطوره همچون سایر اسطوره ها در وجود هر زنی با میزان متفاوت وجود دارد ولی از نمونه های به ظاهر آفرودیت می توان به شکیرا(خواننده) و یا جنبه مثبتش کتایون ریاحی در فیلم شام آخر، الناز شاکر دوست در بسیاری از فیلمهایش از جمله قلب یخی اشاره کرد.

 

"مشق دل" را از گذشته بخوانید

دوشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٠> | پيامهاي شكلاتي ()

نويسنده

مریم