شکلات

بهارانه

آمدن بهار مبارک و لحظه هایتان پر شکوفه باد

برای سالی که گذشت....

خدایا، از اینکه در حال حاضر فقط خوبیهای گذشته در خاطرم است شکرت.

خدایا تو را سپاس می گویم بخاطر دعاهایی که مستجاب کردی و تو را شکر می کنم بخاطر آرزوهایی که برآورده نساختی زیرا تو بر همه رازها و نیازها اگاهی و خیر و صلاح مرا بهتر از من میدانی.

خدایا، شکرت برای تمام لبخندهای محبت بار، دستان یاری رسان، برای همه آن عشق و محبت و چیزهائی شگفت انگیزی که دریافت کردم. که گاهی یشتر از آنچه عشق بورزم، مهر دریافت کردم. خدایا شکرت

شکر برای تمام گلها و ستارگان، برای خانواده و دوستانی که دوستم دارند.

خدایا، تو را شکر می گویم برای تنهائیم، برای شغلم، برای مسائل و مشکلاتم، برای تردیدها و اشکهایم، چرا که همه اینها مرا به تو نزدیکتر کرد.

 

شکلاتی باشید

"استقبال از بهار" را از گذشته بخوانید

پای چوبین

پای استدلالیان چوبین بود   پای چوبین سخت بی تمکین بود

باورم این است که معنویت و رهایی از استدلال، آرامبخش تر از دست یازیدن به منطق صلب است؛

گرچه عملا شرایط حاکم، تصمیم گیری را به سمت پایمال کردن "دل" سوق می دهد.

گاه پیش می آید که احساسهایم تحت سلطه منطق است و منطقم در استعمار احساس.

و گاه به جای پرواز با بالی از جنس احساس رها، با پای چوبین استدلالی ام می لنگم!

می خواهم کودک درونم را رها کنم تا همچون بادبادکی سبک، احساس کند؛ نه استدلال و استنتاج.

می خواهم شاگرد مکتب دل باشم و باور کنم که:

حتی عشق مرغابی و لک لک خنده دار نیست!

خندیدن بهانه نمی خواهد،

رفتارهای بی چهارچوب زیباترند

و وقتی دلت تپید و لرزید، منطق ممنوع!   

"رها" را از گذشته بخوانید

چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸> | پيامهاي شكلاتي ()

نويسنده

مریم