انتهای قصیده زمستان نزدیک است
در زمزمه بهار،
عطر شکوفه ها،
بوسه باران،
و ترنم نوروز
"ای دگرگون کننده دلها و دیده ها
ای تدبیر کننده شب و روز
ای تغییر دهنده احوال و روزگار
احوال ما را به بهترین حال دگرگون ساز"
رویاهای ناتمام سپید را در مدار خواست خدا قرار ده
و در دمدمه زندگی نو،
نگرشی تازه، اندیشه ای تازه و احساسی تازه عطا کن
خالصانه هایم را در آموختن "دوست داشتن" سرمشق دفتر جدید روزگارم قرار ده
و در این بیتهای آخر زمستان، تمرین امید را بر من ارزانی دار
***
در انتظار پیام مهر بهار و رنگین کمان نوروزم
قلک شکرانه سلامتی و شادی و هر آنچه را که در دیوان یکساله سروده شد، خواهم شکست
و سکه هایش را بمنزله اعاده هر آنچه خیر و رحمت و روشنی است
پای سفره هفت سین خواهم چید